...نگاه ماه
ادبی
پاسخ همین تورا تنها شنیدن است! در باز بود و باز پرنده پس در پرنده است. و همچنین اگر در بسته بود و بسته پرنده پس باز در پرنده است. اما دری که باز نباشد دیگر نه در که دیوار... اما پرنده بسته اگر باشد دیگر پرنده نیست که مردار... قیصر امین پور روشنایی به ظلمت اتاق پاشیده شد. بالهایش درخشید. بی درنگ به سمت نور پرواز کرد. با مغز به شیشه خورد و به زمین افتاد! روشنایی همیشه نشانه ی رهایی نیست. ببین از همون بدو ورود جذبه ای نشون بده که فکر نکنه سوسولی. خودت رو زبر و زرنگ و زیرک نشون بده.البته هستی. فقط هول نشو. نزار جو سالن روت تاثیر بزاره. یه موقع توی چهرت استرس نباشه!! با اعتماد به نفس بالا وارد شو. در ظاهر بی تفاوت باش ولی دست کم نگیرش. حواست رو جمع کن. پریروز به خبر گزاری ها اعلام کرده که « من هر حریفی رو به مبارزه نمی طلبم » بهش نشون بده که حریف قدری هستی. بزار اون اول شروع کنه.نقطه ی اعتماد به نفسش پولشه. این موضع رو بکوب تا دیگه حرفی برای گفتن نداشته باشه و خود واقعیش بیاد جلو. اون وقت نوبت توئه که برتری هاتو بهش ثابت کنی و فن هایی که بلدی رو به رخش بکشی. پوئن اول باید مال تو باشه! خوب حالا یه نفس عمیق بکش. سینی چایی رو بردار و با آرامش کامل برو. ببینم چی کار می کنی آبجی گلم...! گاهی گمان نمی کنی ومی شود در آغاز هیچ نبود،کلمه بود و آن کلمه خدا بود دکتر شریعتی من ُ تو ! تو و من ! ما زاده شدیم و کلمه زاده شد و اینچنین آغاز شد تراژدی تخریب ِ انسان ُ خدا ! از شیطان که کلمه بود و از کلمه که شیطان بود ! کلمه یی از پس ِ کلمه یی زاده می شد و انسان بنای همه چیز را بر کلمه نهاد و خدا را با کلمه تعریف کرد و تا این لحظه هرگز نیندیشید که کلمه نیاز ِ ما بود و خدا نیاز نبود و خدا کلمه نبود ! خدا ، خدا بود و هرگز کسی به این حقیقت نیندیشید ! در سکوت ِ سترگ ِ آفرینش ، ما حرف زدیم و حرف نیاز ِ ما بود و هم گونی ِ کلمات محال بود ! پس قابیل صخره بر سر هابیل کوبید ، که خدا کلمه ی من است و کلمه ی تو خدا نیست ! و این چنین شد که ما با کلمه به جنگ خدای یک دیگر رفتیم و هم دیگر را کشتیم ! هم گونی ِ کلمات محال است ! پس نه تو به خدای من اعتماد کن نه من به خدای تو .... ما تلخ میمیریم و خدا بر جنازه ی ما اشک می ریزد ، با کلاغی در بک گراندش . . . حسین پناهی و خدا هیچ گمشده ای نداشت!!!!!! و خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند... دکتر علی شریعتی با کمی !!!!!تلخیص و تصرف موتور سوار فرمونشو گرفت اونطرف! مقصر بود! و فقط یک ثانیه مونده بود... شایدم کمتر... شنیده بودم مرگ درست زمانی میاد که انتظارشو نداری... تا زمانی که برسم اونطرف خیابون مغزم قفل کرده بود و فقط صدای آزاد شدن نفس های حبس شده رو میشنیدم. تو مسیری که برسم خونه داشتم به برنامه های بلند مدت درسی و غیر درسی که برای خودم ریخته بودم فکر میکردم.چه قدر سرم شلوغ بود.چه قدر کار عقب افتاده داشتم.اگه الان دیگه زنده نبودم کدوم یک از اون برنامه ها به دردم میخورد؟فکر میکردم و مدام این شعری که اوایل ماه رمضون برام ارسال شده بود توی ذهنم جولان میداد: کوله بارت بربند! شاید این چند سحر فرصت آخر باشد ! که به مقصد برسیم بشناسیم خدا و بدانیم که یک عمر چه غافل بودیم میشود کاری کرد که رضا باشد او... همیشه میگفتم این ماه رمضونم گذشت...ولی حالا میگم ماه رمضونم گذشت!..... عید فطر رو به اونایی که ماه رمضون رو فهمیدن تبریک میگم.برای ما که عزاست که تموم شد و ما هنوز شروع نشدیم!!!... تشنگی خواهیم مرد!!!! چارلی چاپلین از همتون التماس دعا دارم و امیدوارم توی این ماه رمضون یه پله به خدا نزدیک تر بشین!!! پله پله تا ملاقات باخدا... طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر شیوه رهی باید کرد نظر شما هم همینه؟ در جواب نظر یکی از دوستان : میدونی فرزانه جان آدم ها وقتی طاعت رو به جا میارن مغرور میشن و یه جورایی از خدا طلبکارن.فکر میکنی این طاعت مقبوله؟؟؟!! ولی کسی که گناه کرده و برای عذر تقصیر پیش خدا میره هیچی نیست و هیچی نداره خدا هم همین هیچی رو میخواد.بنده ای رو میخواد که بشکنه به خاطر خدا.توی کتاب اخبات صفایی حائری نوشته خدا 2 دسته آدم ها رو خیلی دوست داره یکی معدود کسانی که مطیع هستن و هیچ ادعا و غروری ندارن و دوم کسانی که برای توبه به درگاه خدا میرن کسانی که برای پذیرفته شدن توبشون پیش خداخودشون رو میشکنن.من از همین آدم هایی حرف میزنم که روی زمین زندگی میکنن یه کسانی مثل من و تو نه موجودات فراانسانی!!! فاضل نظری میگه: برعکس میگردم طواف خانه ات را دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند مشکل ماها اینه که فکر میکنیم حلاج و حافظ و مولانا و هزار تا عارف دیگه فراانسانی هستن!ولی اونا هم یه روزی مثل ما بودن.با این تفاوت که اونا راه رو پیدا کردن ولی ما ...هنوز اندر خم یک کوچه ایم از نقد زیبات ممنونم

گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست
گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود

راه مهم نیست مقصد مهمه.یعنی حتی اگه اعمالت جز اطاعت خداهم باشه به خاطر خداست مثل حافظ که می و مستی و ...رو انتخاب کرد.
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

