گویند در جنگ جهانی اول خرافه های عجیب و غریب بسیاری
رونق یافته بود. ازانجیل های ضد گلوله و لشگر الهی بگیرید
تا خواندن ورد برای تغییر مسیر گلوله های دشمن. در میان
سربازانی هم که ادعا می کردند به بخت و اقبال و حتی خدا
اعتقاد ندارند،یادداشتی دست به دست میشده که بدین قرار
است:
شما به عنوان سرباز می توانید در یکی از این دو محل حضور
داشته باشید:
در یک مکان خطر ناک یا در یک مکان امن.
اگر در مکانی امن هستید...نگران نباشید.
اگر در مکانی خطرناک هستید یکی از این دو وضعیت پیش
می آید:
یا مجروح می شوید،یا نمی شوید.
اگر مجروح نشدید...نگران نباشید.
اگر مجروح شدید،زخم یا سطحی است، یا عمیق.
اگر سطحی بود...نگران نباشید.
اگر زخم عمیق باشد، یا می میرید، یا بهبود می یابید.
اگر بهبود یافتید که نگران نباشید.
اگر بمیرید...که دیگر نمی توانید نگران باشید!
پ.ن:جل الخالق! اون موقع هم مجله ی موفقیت می خوندن!