سیاست چیز ... است. کار من نیست. تو یک مملکت

حسابی سیاست را می‌دهند دست متخصّص، نه دست من

 و امثال من. ولی ضمناً همه‌مان بچهٔ سیاستیم. با سیاست

 کاری نداریم، سیاست با ما کار دارد. وقتی هم پایش بیفتد

 باید حقّش را گذاشت کف دستش.

       مصطفی فرزانه(آشنایی با صادق هدایت)

 

پ.ن:دانشگاه، این نهاد ضعیف ترویج فرهنگ و علم

و دانشجوی کارشناسی، که هدفش را  قربانی

 در لحظه بودن (همان جو گیری خودمان)می کند.  

حالا شما بگذارید به حساب کج فهمی من از سیاست

و اوضاع.بگویید حزب باد است!!!

 

 


سوء تفاهم!

 

فکر کن با ذوق و اشتیاق کتابی که مدت ها دوست داشتی

بخونی، بخری.

بلاخره یه کنج خلوت تو خوابگاه پیدا کنی.

مقدمه ی کتاب رو باز کنی و ...

بعد ببینی تو پاراگراف اول کل داستان توضیح داده شده!!!!

 

 من نمی فهمم این چه کار مضحکیه، که اول کتاب با

 عنوان چند  کلمه  توضیح  تمام داستان رو میگن؟!!